سه‌شنبه، آبان ۲۱، ۱۳۸۷

صد و بیست و چهار هزار و یکمین پیغمبر هم رسید
پیشرفت خواهی و گذشته طلبی درهرجامعه ای بنا به دوره خاص تاریخی اش یک امر نسبی است که میزان آن باتغییر ادواری دولت در نوسان است.
اما در برخی فرهنگها مخالفت با دگرگونی در هر بنیادی(اقتصادی ،سیاسی ،فرهنگی و...)به تلخی استقبال می شود وگاه حتی پس از گذری پرزحمت از عقب ماندگی و رساندن جامعه به درجه ای از ارتقاء در کمال تعجب و ناباوری سیل خود جوش آن جامعه مسیر پرشفقت رفته را عقب گردی یکباره می زند، همچون فنری که ناگهان از ایستگاه خود رها میشود، گویی ارتجاع ریشه درنهاد تک تک این انسانها دارد که درنهایت به مثابه یک امر ملی فاجعه می آفریند
زمزمه های ناباورانه تمایل به ناسیونالیسم افراطی مدتیست که بخش عمده ای از توده مخالفان مردمی جمهوری اسلامی را تشکیل میدهد وناباورانه تر آنکه تمایل به مذهب زرتشت و القاب و الفاظ رایج در آن نمای این مبارزات را تزئین میکند واین در حالتیست که بسیاری از احکام و قوانین اسلامی که امروز عرصه را بر ما تنگ کرده از جمله حقوق پایمال زن، وام گرفته از مذهب رزتشت است و یکی از دلایلی که برخی ایرانیان آن زمان خود را به راحتی به نیزه اسلام وادادند به عز آمدن از موبدان زرتشتی بود که بر سر منبر آتشی بپا میکردند که ملایان اسلامی امروز .حال چه عاملی باعث تقدس و برتری زرتشت به اسلام شده در حیرتم
زرتشت دینی که می تواند به زمان ظهور خود به عنوان یک واقعه تاریخی با ارزش جلوه کند و در مباحث تاریخی پایدار بماند
تمایل به ساختن قهرمانها و بت های ملی و مذهبی که مظهر قدرت و حقانیت لایتناهی ست و شکوه و عظمتشان مردم را ناچار به زانو زدن و تقدیر آنها می کندو...
حسی مانند نشستن در ماشین زمان و یک حرکت واپس گرایانه به قعر تاریخ ...این همان حس آشناو خانمان سوز عشق به خمینی ست منتها با برونمایه ای متفاوت ...حسی که آن همه خون طلبید و هرگز سیراب نشد..و آن خود نیزبه گونه ای تکرار دردناک تاریخ صفویه بود.
باری در یکی از تشکیلات خارج از کشور آقایی که سابقه طولانی هم در عرصه مبارزات دارد شعر پر سوز و گدازی را در وصف پیامبری کوروش می خواند : پیغمبر ما " کوروش " است
پیشوای ما " داریوش "
امام ما " فردوسی "ست و ...

دردی نیش دار و تلخ از حمیّت بر خریتِ این جماعت با جان آدمی همان می کرد که نیزه قجریِ آقا محمد خان با چشمان مردم کرمان...
گویی خاک حاصلخیز خاورمیانه همچنان زیر کشت پیغمبر است و هر از چند وقتی دنیا را با محصول جدیدش غافلگیر می کند .
سخنم تردید در بزرگی کورش نیست، هرگز، بلکه حقیربرداشتِ ما از بزرگی کورش ضعف پابرجای ماست،توگویی هیچ حقوق انسانی خارج از چهارچوب پیغمبرو امام و پدرسالار و ...برای ما تعریف نشده و من در عجبم که کدام پیغمبری به داد حقوق مردم اروپاو آمریکا رسید و کدامین حس خود بزرگبینی ملتی را به قله سعادت رسانده .
ایران امروز به واسطه سی سال توحش دوران حکومت اسلامی یکی از زشت چهره ترین کشورهادر منظر دیدگاه جهانیانست و ما همچنان برای التیام زخمهایمان به ساختن بتهای جدید و حس پوشالیِ برتری طلبیِ ملی مان ادامه میدهیم.
چهره ناسیونالیسم همان اندازه کریه و ضد انسانیست که چهره مذهب.
وقتیکه تعریف حرمت و حقانیت وجودیِ انسان مفهوم بسیار دور و ناآشناییست برای ملتی که پا درراه مبارزه برای بدست آوردن این حقوق گذاشته این تلاش در نهایت به جایی ختم خواهد شد که مردم از کعبه رو به سوی پاسارگاد میکنند و نماز پنجگانه خود را بر مقبره کورش به جای می آورند و احتمالاپس از آن شاهد پدیدار شدن انجمن های اکس ـ کوروش در گوشه و کنار خواهیم بود تا برای مبارزه زره جدید تن کنند و...
در این بین آنچه که همچنان پایمال می شود جان آدمیست و ماهمچنان دوره می کنیم خود را ،تاریخ مان را و مصیبتهایمان.

۵ نظر:

مینایی گفت...

عالمی دیگر بباید ساخت
وز نو آدمی...

فریده گفت...

ببخشید میشه بپرسم منظورتون از چهره کریه مذهب چیه ؟اگه میخوای وبِت مردمی باشه به اعتقادات مردم احترام بذار.

مهرداد گفت...

نه این میتونه یه راه مبارزانی باشه نه صرفا چهره ناسیونال بحثش طولانیه ...ولی با بعضی حرفات موافقم

افضلی گفت...

کورش پدر همه ماست باید از او درس اخلاق بگیریم این از بدبینیهای نسل جوونه خوب تقصیریم ندارین ،خیلی بد دیدین

Leila گفت...

Agha ya khanome afzali korosh ghesmate por eftekhare tarikhe mast amma emroz mardom bayad tasmim begirand. bothara beshkanid,tanbali baste ,hame chiz ra bar shane yek abar ghodrat nagozarid chera ke dar ansorat hagh darad dozdi konad