چهارشنبه، آذر ۰۶، ۱۳۸۷

نه اِی...
دنیای من اصولا حول محوری میگرده به نام "اِی" ،حالت چطوره؟ اِی ، خوش می گذره ؟ اِی ،انگلیسی بلدی ؟اِی، سوئدی بلدی ؟اِی فارسی بلدی ؟ اِی (نظر به اینکه به سن 26 سالگی به هنگامه (نه هنگام آ خیلی فرقشِ) خواندن کتابهای اونچنانی یه فرهنگ فارسی هم کنارمه)خلاصه اینکه از نظر من هیچی تو این دنیا قطعی نیست ، همه چی نسبت یه چیز به یه چیز دیگس ،هر دو تا چیزش هم نامعلوم ، همینم هست که آدما معمولابا مشورت با من هیجان لازم رو کسب نمی کنن و در نهایت من و مجبور میکنن که ببینم به کدوم طرف بیشتر مایلن منم بگم خوب همون درسته .اما با وجود همه اینها به تو هم میگم شک کن ،ایمان مطلق باعث رضایت جاهلانه ست .
ولی امروزمی خواهم یه چیزی بگم قطعی نه، قطعنامه ای ،یه تنه هم جلو همتون وایسادم (گرچه که می دونم ما ملت، ملتی نیستیم که جلو قطعنامه قد اعلم کنیم )
انسان خودخواه ترین موجودیه که من می شناسم ...خود بین با یه نگاه تک بعدی ،آن قدر محدود که هرگز خارج از حیطه خودش هیچی براش معنا نداره .
مادر بچه دار می شه بخاطر عشق عروسک بازیش ... باور کنید همش همینه، من خودم با همین حس بچه دار نشدم.
پدر،بچه می خواد واسه روز پیری و کوریش ،عصای دستش باشه .عاشق می شیم چون با بودن با اون طرف، حس خوبی نسبت به خودمون پیدا می کنیم در واقع لذت می بریم ازش ( حالا هر لذتی) ،از دیدن دوستمون خوشحال می شیم چون از تنهایی زجر آور درمون آورده ،تو مهمانی طرفِ اونی میریم که از همه بذله گو تر و خوش مشرب ترِچون ازش شادی می گیریم،واسه هموطنمون سینه سپر می کنیم چون از خاک خودمونه هم زبونه هم درده ،خدا رو دوست داریم چون حس می کنه قدرتیه که موقع سختی ها حامیه و هوامون و داره و...
اگه کسی هست با مشخصاتی غیر از این لطفا آدرسشو واسه من بذاره...

۴ نظر:

مهدی گفت...

خوب آدم از دوست داشتن خودش به دوست داشتن دیگران هم می رسه

المیرا گفت...

اگه پیدا کردی پیش خرید می کنم

زهره گفت...

اِ...اینجا میشه آدم آگهی کنه ؟ اگه میشه لطفا یه پسر خوشگل با همون مشخصات که خودت گفتی بعلاوه که پولدارم باشه واسه منم پیدا کن..خدا خیرت بده

مهرداد گفت...

"نیازمندیها" راه انداختی؟