شنبه، مهر ۰۴، ۱۳۸۸

متاسفم که زنده ام..متاسفم که ایرانی ام...متاسفم که روزها می گذرد و من هرگز نمی فهمم چرا می گذرد..من هرگز نفهمیدم زیبا باشی یا نباشی چه فرقی می کند...من هرگز ..هیچ کجا ازته دل نخندیدم..متاسفم که هرگز نفهمیدم آن چه که شادم می کند چیست..متاسفم که چیزی برای نوشتن ندارم...

۶ نظر:

Elmira گفت...

ei baba gereft in gham e la'nati baz vel kon joone elmira to chi kam dari akhe

alfred گفت...

خیلی خوبه این..

مهران گفت...

این روزها چشونه همه من نمی دونم هر جا سر می زنم ...

Zohreh گفت...

khabar 60 darsadi afsordegi e irani ha ro khoonde boodam nemidoonestam doroste

مهرداد گفت...

همه ما نمی فهمیم. از روزگار چه می خواهم. اگه هم بدونم باز . . .

هزاران گل سرخ

Leila گفت...

hamdardim va che fajeeiast ke dar morede keshvaret ehsas e khobi nadashte bashi ya behtar begam az meliatet sarafkande bashi...afsos mitonest kheeeeeeeeyli behtar bashe mitonest bavar kon age ma faghat ensaniat ro mididim va kheyli age haye dige